داستان ببرهای آدمخوار

سالها پیش در نوجوانی صدای رعدآسای ببر بنگال لرزه به اندامم انداخت ؛ صدایی که هنوز در گوشم طنین انداز است. ببربنگال ۳ متری در محیطی به اندازه باغ وحش قدیم تهران (روبه روی پارک ملت) با گامهای سریع ، طلب طعمه ای تازه می کرد.
![]()
آيا انسان قادر است حيواناتى به اين قدرت و زيبايى را در کنار خود تحمل کند؟ داستان هاى بسيارى از کشتار ببرهاى مازندران توسط شکارچيان در کتب گذشتگانمان وجود دارد و امروز هم در سراسر دنيا شاهد نابودى تدريجى آنها هستيم.در يک روز بهارى گرم فروردين ۸۳ پنج مرد نپالى در حال گردش در تپه هاى زيبا و جنگلى منطقه «سوشوار» بودند. در حالى که از مناظر کوهستانى اطرافشان و رنگ قرمز گلهاى بهارى به وجد آمده بودند، صداى غرش ببرى آرامش آنها را برهم زد و آنها ببر را نديدند تا لحظه اى که به دامش افتادند. در اين حادثه دلخراش چهار نفر نپالى از بين رفتند. اين بدترين حادثه در تاريخ پارک ملى چيتوان نپال بود. اين پارک تا مرزهاى جنوبى هند ادامه دارد، اما اين ببر نر آدمخوار بسيار جوان بود، مادر و پدرش يک ماه پيش با طعمه مسموم روستاييان کشته شده بودند. چهار روز بعد ببر جوان کشته شد و روز بعد از آن يک ببر ماده شايد به خاطر محافظت از توله هايش به انسانى ديگر حمله کرد و او را کشت.در همان روز يک ببر نر پير با دندان هاى نيش فرسوده خود و ناخنهاى شکسته اش بچه اى شش ساله را از روستايى در اطراف ربود؛ اما اين پايان ماجرا در پارک ملى چيتوان نبود و در پارک چيتوان از ۱۹۷۲ ميلادى تا قبل از ۱۹۷۹ميلادى آدمخوارى ببرها ثبت نشده بود.از سال ۱۹۸۸ميلادى همه چيز تغيير کرد. آدمخوارى ۸برابر شد. بيش از نيمى از اين حوادث درخارج از پارک اتفاق افتاد. رفتار ببرها در شکار بسيار جالب است.
آنها طعمه را بى سروصدا دنبال مى کنند و سپس در يک لحظه با حمله اى ناگهانى به سمت طعمه يورش مى برند و به آن ضربه مى زنند، اما پاسخ اين که چرا آنها به انسان ها حمله مى کنند، براى حفاظت ببرها در پارکهاى ملى بسيار مهم است.در سال ۱۹۹۳ميلادى اراضى خارجى از پارک ملى چيتوان اهميت اقتصادى يافت ، بوميان با استفاده از ۷۵۰ کيلومتر مربع از اين اراضى به دامپرورى و زراعت پرداختند. جمعيت ببرهاى داخل پارک چند سال بعد افزايش يافت.شکار بى رويه ببرها براى پوست و استخوان ها کاهش يافت ، اما طعمه هاى آنها به همان ميزان باقى ماند. حيوانات درنده به سوى اراضى روستايى هجوم آوردند تا از دام روستاييان براى سير کردن خود استفاده کنند.اين پارک که الگوى بسيارى از پارکهاى حيات وحش جهان بود، به ناگهان با تلفات انسانى بالاى خود موجب نگرانى مسوولان شد. در هند نيز تلفات و آدمخوارى ببرها بالا رفت و موجب نگرانى روستاييان و مردم عادى شد.
دلايل متفاوتى در اين امر دخيل بودند. بومى ها براى قاچاق چوب به جنگلهاى حفاظت شده مى رفتند و برخى از آنها دامهايشان را براى چرا به آنجا مى بردند و اين يعنى وارد شدن به قلمروى سلطان واقعى جنگلهاى هند و بنگال! حملات مکرر ببرها به انسان ها هميشه يک علامت هشدار است.بيشتر موارد، حملات براى دفاع از قلمرو و توله هايشان است. ببرها براى خوردن گوشت انسان ها به آنها حمله نمى کنند.متخصصان معتقدند جمعيت ببرها بسيار آسيب پذيرند و براى بقا نياز به فضاى (قلمرو) کافى دارند و در زمان احساس کمبود فضاى کافى دچار فشار عصبى مى شود. در نپال و هند ببرها دوست دارند از مناطق حفاظت شده خارج شوند و در مکانهاى ديگر انسان ها وارد قلمرو حيوانات مى شوند.
در سال ۲۰۰۲ميلادى دولت مرکزى مالزى در استان کلانتان همه ببرهاى منطقه را تهديد به نابودى کرد. اين تصميم به خاطر حملات مکرر ببرها اتخاذ شد، اما علت آن قطع درختان منطقه (نابودى زيستگاه ببر) و از بين رفتن شکار آنها بود. در روسيه شرق دور جايى که جمعيت مردم بسيار اندک بود و حمله ببرها به انسان خيلى کم و نادر بود، با افزايش جمعيت در ۳۰سال گذشته به طور ثابت آدمخوارى ببرها افزايش يافت.حتى در منطقه سوماترا که آدمخوارى تقريبا ناشناخته بود، سه چوب بر قاچاقچى در حال قطع درختان ، تکه تکه شدند. انسان طعمه اصلى ببرها و گربه سانان ديگر نيست.دانشمندان معتقدند طرز برخورد ما با اين گربه سانان بزرگ ، حس رقابت و نبود آينده اى براى آنها نمى توانند دلايل نگرانى و حمله اين گربه هاى بزرگ به انسان ها باشند. آمار مى گويد چه در ايران و چه در هر کجاى جهان حمله حيوانات درنده به انسان بيشتر در زمان ورود قربانيان به قلمروى حيوانات براى استفاده از منابع طبيعى آن مناطق برده است ، اما ببرها چون بر خلاف شيرهاى ماده به تنهايى به شکار مى روند بسيار محتاط و ترسو خواهند بود.اگر کمى به گذشته بازگرديم حمله ببرهاى منقرض شده اى چون ببر مازندران (ببر خزري)، ببر برمه اى و يا گونه هاى ديگرى چون ببر سيبرى (در معرض خطر انقراض) به انسان ها کمتر ثبت شده و بسيار نادر است.آنچه در کشورمان ثبت شده هميشه گزارش هايى است که به اشتباه در آن حمله پستانداران ديگر را به ببرهاى بيچاره نسبت داده اند، اما سه استثنا در مناطقى از چين (جنوب)، سنگاپور و منچورى وجود دارد.در اوايل قرن نوزدهم و بيستم ميلادى در اين مناطق جمعيت انسان ها بسرعت در حال رشد و در عوض جمعيت شکار ببرها (طعمه اصلي) رو به کاهش بود، امروز هيچ کدام از اين مناطق شاهد حضور ببرها نيستند (درست مثل کشورمان ايران).فرض کنيم ببرها در کشته شدن انسان ها مقصر اصلى اند، اما اثبات آن سخت خواهد شد. اگر از خود بپرسيم چرا همه اين حملات تنها در يک يا دو منطقه شکل گرفته است. در هند جمعيت ببرها در قرن گذشته به ۴۰هزار قلاده مى رسيد.با ورود دولت انگليس به جنگلهاى هند و استفاده از منابع (غارت) طبيعى آن ، طعمه هاى اصلى ببرها بسرعت توسط انسان نابود مى شدند و چون جمعيت ببر مادر منطقه بر انسان ها غالب بودند، آدمخوارى در اين مناطق افزايش مى يافت.اما افسران انگليسى و شاهزاده هاى هندى درست مثل شاهزاده هاى قاجار با کشتن ببرهاى آدمخوار و شايد هم سالم مشکل را نه تنها حل نکردند، بلکه صورت مساله را هم پاک کردند. اين روندى غيرعلمى بود، بسيارى از شکارچيان بدون تشخيص ببرهاى آدمخوار از ديگر ببرها به شکار آنها مى پرداختند.يکى از مهاراجاهاى هندى افتخار کشتن ۱۱۰۰ قلاده ببر را به تنهايى داشت و افسرى انگليسى تنها در يک سال ۲۲۷قلاده ببر را از بين برد و يا در شبه جزيره ميانکاله شاهزاده قاجار به بهانه سرکوب کردن ياغى ها به تنهايى بيش از ۲۰ قلاده ببر را در يک هفته سر به نيست کرد. شايد اين شکارها عامل اصلى انقراض نباشند، اما بسيار موثر خواهند بود.
امروزه مى دانيم که برداشتن يک ببر اشتباها از جمعيت ببرهاى يک منطقه بخصوص اگر آن ببر نر باشد مى تواند چه ضربه اى به جمعيت آنها وارد کند. با اين عمل بقيه خانواده وارد جنگى ديگر با انسان ها مى شوند.ببرهايى که جابه جا شوند بيشتر احتمال آدمخوار شدنشان وجود دارد. ببرها و کلا بيشتر گربه سانان بزرگ تنها به دو علت به آدمخوارى روى مى آورند، يک به خاطر تجاوز به قلمروشان و دوم به خاطر فرار از مناطقى که قلمروشان با ببرهاى خانواده ديگر در تداخل باشد.در هند و بنگال ببرهاى ماده قلمروى معادل ۱۵ تا ۲۵کيلومترمربع را براى خود اختيار مى کنند و در سيبرى بزرگترين ببر جهان قلمروى ۵۰۰ کيلومترمربعى خواهد داشت.
در ايران شايد اين قلمرو هفت تا هشت هکتار بوده که نشان از تراکم مناسب و زياد ببرها در مناطق حاصلخيز مازندران داشته است. جمعيت ببرها به سه دسته تقسيم مى شود: اول ببرهاى ساکن ، دوم ببرهاى جوان و نابالغ و سوم جمعيت ببرهاى عبورى (مهاجر).ببرهاى ساکن به قلمروشان بسيار اهميت مى دهند و آنها با به جا گذاشتن ادرار يا مدفوع خود محدوده خود را مشخص مى کنند و گاهى آنها با کشيدن پنجه هايشان روى پوست تنه درختان با علامت ، قلمرو خود را به ديگر ببرها اعلام مى کنند.
مرگ و مير ببرهاى ماده ۳ برابر کمتر از ببرهاى نر است و نرها اغلب از خانواده دورند، اما يک ببر نر غالب سعى مى کند در کنار ببرهاى ماده خانواده خود باشد و تنها يک ماه از فصل زمستان آنها توانايى جفتگيرى دارند که ببر ماده در اين زمان با بويى که از بدنش ترشح مى شود، به ببرهاى ديگر اعلام آمادگى مى کند.
توله ببرها تا ۱۶ ماهگى (درآمدن دندان هاى نيش کامل) به مادرشان وابسته اند و از ۱۸ ماهگى تا ۲ سالگى مى توانند در اطراف قلمرو مادرشان به شکار بپردازند.ببرهاى نر شايد سر جفت يابى با يکديگر درگير شوند، اما ندرتا بر سر قلمرو با هم نزاع دارند. ظاهرا تجارب ديگر کشورها در نابودى گونه هاى مختلف گربه سانان براى ما درس عبرت نبوده است ، چون امروز در مناطق حفاظت شده ايران چون سمنان شاهرود و مناطق کويرى مثل پارک ملى کوير و مناطق استپى و جنگلى شاهد ناپايدار بودن جمعيت گربه سانان کشورمان هستيم.به نظر من حتى پلنگ آسيايى نيز در معرض نابودى است. جمعيت ببرها در آسيا بين ۵۰۰۰تا ۷۰۰۰قلاده است که در ۱۶کشور آسيايى زندگى مى کنند و تنها ۶کشور آسيايى قادر به حفظ اين گونه ارزشمند جانورى در آينده خواهند بود.
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:50 توسط سجاد کلامی دهبارز |
در ردهبندی جانوران، پرندگان ازمهرهداران بهشمار میروند.
پرندگان مهرهدارانی هستندخونگرم با پوشش پر و تخمگذار , در اين موجودات زائده های حرکتی قدامی به صورت بالتغيير شکل یافته و زائده های حرکتی خلفی برای راه رفتن , نشستن و يا شناکردن سازگاری یافته است . قلب پرندگان چهار حفره ای است .استخوانهای سر به هم جوشخورده و در استخوان پسسری , تنها يک ( مهره -مفصل ) دارند . در اين مهره داران ۹ کيسه هوايی متصل به ششها وجود دارد , استخوان ها به جهت کاهش وزن مجوف شده اند , چشمها بزرگ وحس بينايی بارزترين حس آنهاست .
اين گروه از موجودات از سلسله جانوران , شاخه طناب داران , زير شاخه مهره داران , رده پرندگان مشتق شده و بعد از پستانداران از تکامل يافته ترين جانوران می باشند .
پراکنش
پرندگان در همه نقاط دنیا به سر میبرند. از کشتزارها و کوهستانها و جنگلها، تا صحراها و دشتها و در نزدیکی آبها و حتی درقطبها. پرندگان بسته به این که در کجا زندگی میکنند رنگهای گوناگونی دارند. پرهای برخی روشن و برخی دیگر تیره وکمرنگ است و این امر کمک به پنهان شدن آنها مینماید. پروازهای دلربا و رنگهای دلاویز و آواز شیرین پرندگان شورو شوقی وصف ناپذیر در هنرمندان، شاعران و موسیقیدانها پدید میآورد. پرندگان برای انسان ارزشهای گوناگون دارند. از ارزش غذایی گرفته تا پزشکی و غیره. حتی عدهای پرندگان را به عنوان حیوان اهلی و برای تفریح نگهداری میکنند، مانندطوطی. کلاغ پرنده ای است که با اکوسیستم ایران به خصوص شهرهای بزرگ والوده از نظر اب وهوا همزیست شده است.
رده بندی پرندگان
برای شناسايی هرچه بهتر موجودات لازم است که آنها را در دسته هايی طبقه بندی نمود . بزرگترين مشکل رده بندی پرندگان يکسان بودن شکل ساختمانی آنهابا يکديگر است . به عبارت ديگر تحول و تغييراتی را که در حيوانات ديگربخصوص در پستانداران ( با وجودی که تعداد گونه های آنها نصف گونه های پرندگان است ) می توان مشاهده کرد در پرندگان چندان قابل مشاهده نيست . ازطرف ديگر مطالعات مربوط به آناتومی مقايسه يا در سطحی نسبتا ابتدايی بوده تنها در سالهای اخير قدمهای موثری در جهت شناخت علمی تر عادات و رفتارپرندگان برداشته شده است . و در همين راستا تغييرات فراوانی در نامگذاری وشيوه های رده بندی داده شده است.
برای رده بندی پرندگان از تغييرات ظاهری موجود در سيستمهای استخوانی وماهيچه های آنها استفاده می شود . برخی از دانشمندان هم سعی دارند از روی ميزان پروتئين موجود در تخم پرندگان يا از روی عادات و رفتاری که بين پرندگان مشترک است , روابطی برای رده بندی آنان پيدا کنند . متخصصين رده بندی در مورد نحوه تکامل پرندگان در طول حيات آنها در کره زمين سازگاری آنها با شرايط متفاوت اقليمی و جغرافيايی و نيز شرايطی که در آن طبيعت برروی اندامهای مختلف پرندگان تاثير گذاشته و آنهايی را که قابليت سازگاری داشته اند بحث بسياری کرده اند. در حال حاضر بهترين شيوه برای مشخص کردن جايگاه و رده بندی پرندگان تعيين تغييرات و وضعيت DNA در پرنده علاوه برچگونگی شکل ظاهر و ويژگيهای اکولوژيک آنهاست . بحث رده بندی پرندگان ازموارد بسيار با اهميت و قابل تعمق در مطالعه پرندگان است و در سالهای اخيربر روی آن مطالعات فراوانی صورت گرفته است .
رده بندی موحودات براساس قراردادهای بين المللی به زبان لاتين است . برای مثال گنجشک خانگی به صورت زير رده بندی می شود :
·سلسله جانوران
·شاخه طنابداران
·زير شاخه مهره داران
·رده پرندگان
·راسته گنجشک سانان
·خانواده گنجشکيان
·جنس گنجشک
·گونه گنجشک خانگی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:13 توسط سجاد کلامی دهبارز |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:50 توسط سجاد کلامی دهبارز |

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:42 توسط سجاد کلامی دهبارز |
دانشمندان به راز چگونگي جهت يابي پرندگان هنگام مهاجرت پي بردند. به نوشته روزنامه انگليسي اينديپندنت در اينترنت،دانشمندان به تازگي دريافته اند مولکول هاي داخل چشم پرندگان مهاجر قابل جهت گيري بوسيله خطوط ضعيف مغناطيسي است.اين يافته به دانشمندان کمک کرده است به چگونگي جهت يابي اين پرندگان هنگام مهاجرت پي ببرند. به نوشته اينديپندنت،حدود پنجاه گونه حيوان شناخته شده اند که از جهت ميدان مغناطيسي زمين براي پيدا کردن راه خود استفاده مي کنند،اما دانشمندان نمي دانسته اند که پرندگان چطور اين کار را انجام مي دهند،زيرا ميدان مغناطيسي زمين آنقدر ضعيف به نظر مي رسد که نمي تواند تاثيري بر دستگاه عصبي داشته باشد.اما هم اکنون دانشمندان به شيوه اي رسيده اند که بر اساس يک سري واکنش هاي پيچيده فتوشيمايي درون چشم پرندگان و ديگر حيوانات رخ مي دهد و به آنها کمک مي کند تا از يک جهت ياب و قطب نماي داخلي استفاده کنند. پروفسور پيتر هور شيمي دان دانشگاه آکسفورد مي گويد از آنجاييکه ميدان مغناطيسي زمين بسيار ضعيف است،بسياري از مردم متوجه نبودند که اين ميدان چگونه مي تواند اعضاي حسي پرندگان يا حيوانات را تحت تاثير قرار دهد و آنها بتوانند جهت يابي کنند.اما تحقيقات نشان داده است که مولکول ها مي توانند ميادين ضعيف و جهت آنها را شناسايي کنند.پرندگان نيز ممکن است از اين واکنش هاي شيميايي در داخل چشمشان استفاده کنند و در نتيجه سيگنال هايي عصبي توليد مي شود که به جهت يابي منجر مي شود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط سجاد کلامی دهبارز |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:21 توسط سجاد کلامی دهبارز |
مرغ باران حلقه دار
مرغ باران حلقه دار مثل یک ساعت اسباب بازی خود کار در طول ساحل و در نزدیکی محل آرام گرفتن موجها می دود وقتی غذایی می بیند می ایستد و قبل از آنکه مجددا" شروع به دویدن کند چند ثانیه جهت خوردن غذا توقف می کند مرغ باران حلقه دار روی سنگهای ساحل لانه می سازد و برای فرار از دست دشمنانش به استتار خود تکیه می کند.
منبع:
پافین اقیانوس اطلس
پافین اقیانوس اطلس با منقار رنگ روشن و پاهای رنگی جزو جذاب ترین پرندگان دریایی جهان است پافینها در گروههای اجتماعی تولیدمثل می کنند و در سوراخهای امن زیر زمین جوجه های خود را بزرگ می کنند جوجه ها توسط هر دو والدین خود تغذیه می شوند پافین بالغ در حالیکه یک جین ماهی به همراه دارد به سوراخ خود در زیر زمین باز می گردد.
منبع:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:17 توسط سجاد کلامی دهبارز |
تصاویر هیبرید پرندگان : آنچه در زیر می بینید تصاویر حاصل از تلقیح برخی از انواع سهره با یکدیگر می باشد . همچنین تصاویری از تلقیح قناری با برخی از انواع سهره مشاهده می شود . همچنین دو تصویر از تلقیح گل به سر با سهره معمولی و نیز با نوعی سیسکین در تصاویر زیر دیده می شود که برای علاقمندان به گل به سر جالب است . قناری X سهره سینه سرخ 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:44 توسط سجاد کلامی دهبارز |
پرندگان جانورانی خونگرم هستند که پوشش خارجی بدن آنها پر است که به اشکال گوناگون در مراحل مختلف از پوست بوجود میآید. پرندگان به 2 زیر رده و 27 یا 28 راسته تقسیم میشوند. در شناسایی پرندگان نکات زیادی میتوانند راهنما باشند. مانند رنگ پر ، فرم پا و انگشت و ناخن، فرم منقار ، فرم پرواز و فرم آواز خوانی ، جثه ، انواع استخوان و.... قابلیت پرواز ، توجه و نگهداری از جوجهها ، تکامل قابل توجه قدرت شنوایی ، بینایی و قدرت تولید صدا از جمله ویژگیهای پرندگان است. مقدمه
اسکلت پرندگان برای پرواز ، سبک و ظریف است. سر ، گرد و دوکی شکل است و استخوانهای جمجمه بهم جوش خوردهاند. آروارههای منقاری بدون دندان را تشکیل میدهند که لایهای از ماده شاخی غشایی ، رویش را میپوشاند. پرده گوش در انتهای مجرای گوش قرار گرفته است. پرندهها فاقد گوش خارجی یا هر گونه زایدهای هستند که مانع از جریان یکنواخت هوا در روی سرشان شود. مهرههای گردن تحرک زیادی به سر میدهند اما در حین پرواز محکم بهم قفل میشوند. در پرندگان دارای قدرت پرواز زایده عمودی استخوان جناغ تکیهگاهی برای عضلات پر قدرت پرواز است.
دستگاه تنفسی کارآمدی هم مقادیر زیاد اکسیژن لازم برای پرواز را تامین میکند. از ششها چندین کیسه هوادار بزرگ جدا میشود که بیشتر فضای میان اندامهای درونی بدن را اشغال میکنند. بعضی از این کیسهها به سوی جلو و گردن امتداد مییابند که اغلب در حین فعالیتهای همسر یابی ، در باد کردن ناحیه گردن نقش کمکی دارد. الگوی تولیدمثلی هم با شرایط پرواز سازگار شده است. اندامهای تناسلی خارجی در پرندگان وجود ندارد. به جز شتر مرغ نر که آلت تناسلی دارد. این فقدان شاید سازگاری دیگری برای یکنواخت نگهداشتن بر آمدگیها و فرورفتگیهای بدن باشد که در حین جفتگیری لزوم هماهنگی بسیار زیادی را پیش میآورد.
مهرههایشان همانند خزندگان ، دوزیستان و ماهیان از نوع آمفیسلوس است. آروارهها دارای دندان بوده، دم طویل ، دستها به بال تبدیل شده دارای 3 ناخن است این زیر رده منقرض شده به نام آرکئوپتریکس.
مهرههایشان آمفی سلوس یا هتروسلوس است، فاقد دندان هستند و جناغ رشد زیاد کرده و دستها به بال ختم شده و دارای سه انگشت هستند که فاقد چنگال یا ناخن میباشد. به استثنای جوجه پرنده هوآتزین آمریکا شاهپرهای اصلی روی انگشتان قرار دارد و شاهپرهای ثانویه روی استخوان ساعد قرار میگیرد و پوش پرها پوشش خارجی بدن را تشکیل میدهد. ششها به کیسه هوایی که در بین ششها قرار دارد اتصال دارد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:37 توسط سجاد کلامی دهبارز |
قبل از ملحق شدن به دوستان گشتی هم در موزه زدیم. اولین باری بود که موزه دارآباد رو با صدها گونه خشک شده از جانوران مختلف از نزدیک میدیدم. باید اعتراف کنم اونطور که تصور می کردم نبود. جدای از مباحث موافقان و مخالفان تاکسیدرمی، برای من دیدن حیوانات و سبک زندگیشان در طبیعت به مراتب لذت بخش تر از بازدید از نمونه های خشک شده یا اسیر است. حتی اگر این دیدن از دریچه دوربین محمد علی اینانلو باشد. یکی دو ساعت هم در کنار سایر بازدید کننده ها از برنامه های جشن استفاده کردیم. که در ادامه تصاویری ازش میبیند. البته متاسفانه از بچه های وبلاگ نویس که به واسطه گرین بلاگ افتخار آشنایی باهاشون رو داشتم کسی رو ندیدم. به همه بچه های انجمن یوزپلنگ ایرانی و سایر تشکل های همراه به خاطر ابتکارشون و برنامه خوب جمعه خسته نباشید میگم. +++جشن یوزپلنگ ایرانی در دارآباد


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:56 توسط سجاد کلامی دهبارز |






+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:38 توسط سجاد کلامی دهبارز |
این روزها اینقدر خبر از خطر تخریب آثار باستانی میشنویم که خیلی چیزهای دیگر را فراموش میکنیم. یکروز قطار از جلوی بیستون رد میشود فردا پاسارگاد میرود زیر سد پس فردا یکی دیگر را مترو خراب میکند و …. بعد آقایان تنها نگران دیوار خرابه مسجد الاقصی هستند! دسته بیل را در چشم خود نمیبینند که خاری را در آنسوی دنیا! به هر روی, امروز با انجمن حمایت از یوزپلنگ ایرانی آشنا شدم. یوزپلنگ ایرانی هم دارد به سرنوشت ببر مازنداران دچار میشود(اين گونه به شدت در معرض خطر انقراض بوده و به حمايت همگي نياز دارد تا بتواند بار ديگر زينت بخش طبيعت كشور باشد) . شاید کمترین کاری که میشود کرد حمایت از اینجمن حمایت از یوزپلنگ ایرانی است. در برخی کشورها انجمهای دوستدار محیط زیست و انجمنهای حمایت از حیوانات آنقدر قوی هستند که میتوانند از افتتاح یک نیروگاه اتمی یا یک طرح میلیاردی جلوگیری کنند. ای کاش اینجا هم چنین میبود. از سایت انجمن یوزپلنگ ایرانی: http://www.iraniancheetah.org/
شما ممكن است بارها انديشيده باشيد كه چگونه مي توانيد در حفظ گونه هاي ارزشمند كشورمان نظير يوزپلنگ ايراني نقشي را عهده دار شويد. ما در اينجا برخي راهها و روشهاي مشاركت عمومي را به اطلاع شما رسانده و اميدواريم كه بتوانيم با كمك يكديگر گامی در جهت حفظ ميراث طبيعی کشورمان برداريم. جلوي از دست رفتن اين جانور زيبا را بگيريم. شما مي توانيد يكي از روشهاي پيشنهادي زير را در پيش بگيريد: با نوشتن نامه به مسئولان مختلف سازمانهای مرتبط با حفاظت از يوزپلنگ ايراني، حمايت خود را از آن ابراز كنيد به ديگران كمك كنيد كه آنها هم مثل شما مطالبی در مورد يوزپلنگ ايراني بياموزند و به اين منظور سايتهاي اينترنتي مختلف را به آنها معرفي كنيد با يوزپلنگ ايراني رابطه نزديكتري برقرار كنيد. بدين صورت كه با زيستگاههاي اين حيوان زيبا و منحصربفرد از نزديك آشنا شويد اگر كسي را مي شناسيد كه دامدار يا کشاورز است، با اطمينان به او بگوييد كه يوزپلنگ به كسي يا حيوان اهلي كاري نداشته و اگر كسي بخواهد آنرا شكار كند، مرتكب گناه بزرگی شده چون به جانوري آسيب رسانده كه بي آزار است. بر اين موضوع پافشاري كنيد كه تنوع موجودات زنده به نفع طبيعت و در نهايت به نفع همه انسانها از جمله خود ماست شما می توانيد عضو انجمن يوزپلنگ ايراني شده و از ديگران هم دعوت كنيد تا به شما بپيوندند و مانند شما عمل كنند. فراموش نكنيد كه مهمترين قدم در راه معرفي و نهايتا حفاظت از يوزپلنگ ايراني بكار بردن آرامش و متانت و نيز دانش كافي علمي است. بايد بدايند كه اين گونه به شدت در معرض خطر انقراض بوده و به حمايت همگي نياز دارد تا بتواند بار ديگر زينت بخش طبيعت كشور باشد. ايران در سراسر قاره پهناور آسيا ،آخرين سنگر و پناهگاه يوزپلنگها محسوب مي شود. درنهايت، شما می توانيد با ارسال کمکهای مالی خود (نقدی و غيرنقدی) ما را در رسيدن به اهداف خود ياری دهيد و از طريق شماره حساب کمکهای مالی خود را برای ما ارسال نماييد. به ياد داشته باشيد که حتی کوچکترين کمکهای مالی زمينه ساز گامی بزرگ برای حفظ اين گونه خواهد بود. حساب ارزی: Iranian Cheetah Society (ICS) A/C: 911268 Bank Melli Iran - Eskan Branch (code 271) Swift Code: MELIIRTHEFK حساب ريالی: شماره حساب 1597سرمايه گذاری کوتاه مدت کاوه حاتمی (مسئول امور مالی انجمن) بانک کشاورزی شعبه وزارت جهاد کشاورزی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط سجاد کلامی دهبارز |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:19 توسط سجاد کلامی دهبارز |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:3 توسط سجاد کلامی دهبارز |
سفر به جنگلها و مناطق سرسبز، روح آدمي را مهمان آرامش طبيعت ميكند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:59 توسط سجاد کلامی دهبارز |
مقدمه
گوزن زرد به زیر راسته نشخوارکنندگان و تیره گوزنها تعلق دارد. از این تیره دو جنس capreolus و cervus در ایران وجود دارد. از جنس Cervus دو گونه مهم قابل تشخیص است. مرال و گوزن زرد. اعضای جنس Cervus دارای دم با رشد زیادتر و کاملا واضح هستند. شاخ بلند و زائدههای بالای چشمی وجود دارد. گوزنهایی هستند با اندازه بزرگ یا متوسط. دم در آنها نسبتا خوب رشد کرده و کاملا دیده میشود. شاخها بلند و با شاخههای زیاد و طول آن به دو سه برابر طول سر میرسد.
مشخصات
گوزنی است با اندازه متوسط که ارتفاع آن در ناحیه شانه 95 تا 110 سانتیمتر و طول بدن در حدود 240 سانتیمتر و طول دم با موهای انتهایی د رحدود 30 سانتیمتر است. گوشها بلند هستند ولی نوک آنها زیاد تیز نیست ولبه جلویی قسمت پایین گوش دارای حاشیهای از مو است. پوزه برهنه و چروکدار و تیره رنگ است. سمها تیره رنگ و باریک و بلند هستند. رنگ زمینه بدن قهوهای آهویی است. پهلوهای صورت و زیر پوزه و چانه تا پایین صورت و همچنین عقب چشمها متمایل به سفید است. پهلوهای بدن کمی از پشت که قهوهای روشن است کمرنگتر و متمایل به کرمی رنگ است.
در پشت و قسمت بالای پهلوهای بدن لکههای سفید واضحی دیده میشود. در طول وسط بدن دو خط سفید وجود دارد و در هر طرف پهلوها لکههای سفید رنگ به صورت یک خط پهن و کوتاه دیده میشود. دم سفید رنگ و با تعدادی موهای سیاه است. نزدیک قاعده دم بالای لکه سفید در هر طرف لکهای از موهای سیاه وجود دارد. بطور کلی رنگ در فصول مختلف و در جنس نر و ماده و در افراد ممکن است تغییر کند. رنگ زمینه بدن در مادهها کمی تیرهتر است.
شاخ فقط در نرها وجود دارد و دارای قاعده قوی و ضخیمی است که در بالای آن شاخه یا زایده کوتاه بالای چشمی روئیده است. بالاتر از آن شاخ بتدریج پهن شده و قسمت مسطحی شبیه کف دست تشکیل میدهد که از آن یک شاخه یا دو شاخه داخلی منشعب میشود. از گوشه عقبی قسمت پهن یک ساقه قوی و استوانهای شکل خارج میشود و معمولا این ساقه به سه شاخه کاملا رشد کرده منتهی میشود و زائدههای کوچک دیگری از هر یک از آنها خارج میشود.
گوزن زرد در ایران در جنگلهای نواحی گرم جنوب غربی ایران زندگی میکند. روزها در انبوه درختان جنگل پنهان میمانند و فقط صبح زود و هنگام غروب در حاشیه جنگل ظاهر میشوند. از گیاهان جنگلی و جوانه درختها تغذیه میکنند. در ماه اول بهار بچه به دنیا میآورند. تعداد بچهها یک یا دو تا است. بچه ها در داخل جنگل در جای کاملا محفوظ زائیده میشوند و در دو هفته اول در همانجا باقی میمانند. در نر شاخ تا اواسط زمستان میافتد و به جای آن شاخ تازهای روئیده میشود و تا تابستان شاخها رشد کرده و از پوسته خارجی تمیز داده میشود.
پراکندگی در ایران
در گذشته گوزن زرد در جنوب غربی ایران از خوزستان تا حدود کرمانشاه بطور فراوان وجود داشته است. ولی در چندین دهه اخیر تعداد آنها به سرعت کم شده است. در زمان حاضر فقط تعداد کمی از آنها در خوزستان در جنگلهای کرخه و دز باقی مانده است و همچنین تعداد کمی از آنها که بوسیله سازمان حفاظت محیط زیست به دشت ناز مازنداران و جزیره اشک واقع در دریاچه ارومیه برده شده در آنجا زندگی و تولید نسل کردهاند.
پراکندگی جهانی
سابقا در جنوب اروپا تا بالکان و ترکیه و همچنین شبه جزیره عربستان و عراق و ایران زندگی میکرده است. بعد از نابود شدن نسل آن در اروپا مجددا به آنجا برده شده و امروزه بطور وحشی در اروپای غربی دیده میشوند. نژاد گوزن ایرانی فقط در ایران و احتمالا در عراق زندگی میکند و نیز تعدادی از این گوزن از ایران به باغ وحش شخصی فن اپل در کرونبرگ آلمان برده شده و در آنجا نگهداری میشود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:43 توسط سجاد کلامی دهبارز |
تولد 6 رأس گوزن زرد ايراني در فارس خبرگزاري فارس: مدير كل محيط زيست استان فارس از تولد 6 رأس گوزن زرد ايراني در منطقه حفاظت شده ميانكتل در دشت ارژن خبر داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:35 توسط سجاد کلامی دهبارز |
گوزن زرد ایرانی در دشت ناز ساری

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:29 توسط سجاد کلامی دهبارز |
انواع مختلف خرس وجود دارد. خرس هایی که در خشکی های نروژ یافت می شوند خرس های قهوه ای نام دارند. امروزه خرس های قهوه ای زیادی در جنگل های نروژ وجود ندارد. قد خرس قهوه ای بالغ می تواند به ١٢٥ سانتی متر تا سر شانه و وزن آن به ٣۵٠ کیلوگرم بالغ گردد. آنها معمولاً از توت ها و گیاهان تغذیه می کنند، اما ممکن است گاهی گوسفندان را نیز بخورند. خرس ها تمام زمستان را در خواب زمستانی به سر می برند. محل استراحت آنها می تواند گودال های زیرزمینی یا غارها باشد. آنها تا فرا رسیدن فصل بهار در این گونه مکان ها می خوابند. سنجاب ها را می توان در سراسر کشور یافت، اما بیشتر در نواحی جنگلی دارای درختان صنوبر و کاج زندگی می کنند. سنجاب ها را می توان به راحتی از دم بزرگ و پر پشتشان شناخت. خز آنها در فصل تابستان قهوه ای مایل به قرمز و در فصل زمستان سفید مایل به خاکستری است. سنجاب ها از مغز میوه های فندقی و دانه های مختلف تغذیه می کنند، البته می توانند جوجه ها و تخم پرندگان را نیز بخورند. وزن یک سنجاب بالغ به حدود ١ کیلوگرم بالغ می گردد. الک ها بزرگترین حیوانات جنگل های نروژ هستند. آنها را اغلب «پادشاه جنگل» می نامند. اندازه شاخ یک الک نر می تواند به ١٥٠ سانتی متر هم برسد! قد یک الک بالغ می تواند به ٢٣٠ سانتی متر تا سر شانه و وزن آن به ۴٠٠ تا ۸٠٠ کیلوگرم بالغ شود. الک ها گیاه خوار هستند. سیاه گوش ها شبیه گربه های اهلی بزگ هستند و موهای دراز سیاه رنگی روی گوش های آنها وجود دارد. خز آنها قهوه ای روشن با خال های تیره و نوک دم آنها سیاه است. سیاه گوش ها در نواحی جنگلی سراسر کشور تا محدوده ترومس (Troms) در شمال زندگی می کنند. طول آنها معمولاً حدود یک متر است و از طریق شکار تغذیه می کنند. آنها از پرندگان، خرگوش های صحرایی و جوندگان کوچک تغذیه می کنند، اما می توانند گربه ها و گوسفندان را نیز بخورند. تقریباً ١٠٠ گونه مختلف خرگوش صحرایی در دنیا وجود دارد. طول خرگوش صحرایی که در نروژ زندگی می کند می تواند به ۶٠ سانتی متر هم بالغ شود. خرگوش های صحرایی دارای دندان های بالایی بزرگی در قسمت جلو دهان، پاهای بلند و قوی، دم کوتاه، و گوش هایی بلند هستند. رنگ خز آنها با تغییر فصول عوض می شود و در فصل تابستان قهوه ای مایل به خاکستری و در زمستان سفید است. خرگوش های صحرایی را می توان در سراسر کشور یافت و آنها در جنگل ها، فضاهای باز حومه شهر و مناطق کوهستانی رشد و نمو می کنند. خرگوش های صحرایی گیاه خوار هستند. گوزن ها را می توان تقریباً در سراسر نروژ در جنگل ها و حاشیه جنگل ها یافت. در فصل تابستان، رنگ خز آنها قرمز، خاکستری، یا قهوه ای است؛ حال آنکه در فصل زمستان خز آنها تیره تر و خاکستری تر است. گوزن ها گیاه خوار هستند و قد آنها تا سر شانه به ١٢٥ سانتی متر می رسد. گوزن های نر شاخ های زیبایی دارند. گوزن قرمز سلطنتی یکی از زیباترین حیوانات جنگل به شمار می رود. بیشتر گوزن های شمالی در نروژ حیواناتی اهلی شده هستند، اما گوزن شمالی وحشی هم در اسوالبارد (Svalbard) و در نواحی کوهستانی جنوب (Hardangervidda، Dovre وRondane) یافت می شود. گوزن های شمالی عضو خانواده گوزن ها هستند. گوزن های شمالی نروژ زیاد بزرگ نمی شوند. قد گوزن شمالی بالغ تا سر شانه بین ١١۷ تا ١٢۷ سانتی متر است. هم گوزن شمالی نر و هم گوزن شمالی ماده دارای شاخ هستند. گوزن های شمالی گیاه خوار هستند. قبلاً گوزن های کوچک فقط در جنگل ها و علفزار های شرق نروژ یافت می شدند، اما امروزه تقریباً در سراسر کشور پراکنده شده اند. گوزن کوچک متعلق به خانواده گوزن ها است. نرها شاخ دارند و قد گوزن کوچک بالغ تا سر شانه بین ۶۴ تا ۸۹ سانتی متر و وزن آن فقط ١۷تا ٢٣کیلو گرم است. ٢٠ گونه مختلف روباه در دنیا وجود دارد. فراوان ترین گونه روباه در نروژ روباه قرمز است. روباه های قرمز در جنگل ها و در درون لانه های زیر زمینی زندگی می کنند. طول روباه ها به ۷٥ سانتی متر می رسد. آنها دمی بلند و زیبا دارند که طول آن به ۵٠ سانتی متر هم بالغ می شود. خز آنها عمدتاً قهوه ای مایل به قرمز و در ناحیه شکم و نوک دم، به رنگ سفید است. روباه ها از طریق شکار تغذیه می کنند. آنها از موش، خرگوش، پرندگان، وماهی تغذیه می- کنند. همچنین توت های وحشی را نیز می خورند. گرگ ها متعلق به خانواده سگ هستند. آنها حیوانات خالدار خاکستری رنگ با شکمی به رنگ سفید می باشند. گرگ ها در خطر انقراض قرار دارند و امروزه فقط تعداد معدودی از آنها در کشور وجود دارد. گرگ ها بیشتر در دسته های ۶ تا ۸ تایی به زندگی و شکار می پردازند. آنها در نواحی جنگلی و عمدتاً در مناطق هم مرز با سوئد زندگی می کنند. مارهای جعفری تنها گونه مارهای سمی بومی نروژ هستند. مارهای جعفری به سادگی قابل تشخیص هستند زیرا در قسمت پشت آنها طرحی از خطوط شکسته دیده می شود. مارهای جعفری از موش و سایر حیوانات کوچک تغذیه می- کنند. آنها فقط زمانی که احساس خطر می کنند، نیش می زنند. چنانچه مار جعفری شما را نیش بزند، باید حتی الامکان خونسردی خود را حفظ کنید و به یک پزشک یا بهیار مراجعه نمایید.
©Baard Næss/Samfoto
©Asgeir Helgestad/Samfoto
©Kjell-Erik Moseid/Samfoto
©Asle Hjellbrekke/Samfoto
©Steinar Myhr/Samfoto
©Helge Sunde/Samfoto
©Tom Schandy/Samfoto
©Kjell-Erik Moseid/Samfoto
©Baard Næss/Samfoto
©Baard Næss/Samfoto
©Kjell-Erik Moseid/Samfoto
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:17 توسط سجاد کلامی دهبارز |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:10 توسط سجاد کلامی دهبارز |